حواشی دهمین دوسالانه بین‌المللی کاریکاتور تهران

تشابه ناگزیر در میان آثار کارتونیست‌ها/ راه‌های تشخیص آثار کپی از مشابه

دهمین دوسالانه بین‌المللی کاریکاتور تهران، ‌با حواشی همیشگی این هنر یعنی تشابه آثار برگزیده با آثار دیگر هنرمندان همراه بود.

 

به گزارش «سراج24»، تشابه آثار، موضوعی است که بسیاری از کارتونیست‌ها با آن مواجه‌اند و ذهن بسیاری از کاریکاتوریست‌ها را به خود مشغول می‌کند. به طوری که با اعلام برگزیدگان یک جشنواره کاریکاتور، برخی تشابهاتی را میان اثر برگزیده با آثار دیگر هنرمندان پیدا می‌کنند و این سؤال برایشان مطرح می‌شود که این صرفاً یک تشابه ناگزیر است و یا آن که اثری کپی شده است. برخی هم با ارائه مستندات ادعا می‌کنند که به طور مثال اثر برگزیده، کپی است و فاقد ارزش هنری است.
 
 از میان جشنواره‌های کاریکاتور بسیاری که در سطح دنیا برگزار می‌شود،‌ بارها موضوع تشابه آثار مطرح شده است.
 
 
   اثر «سعید صادقی» برگزیده سوم بخش خرافه پرستی
 
در دهمین دوسالانه بین‌المللی کاریکاتور تهران که 10 تیرماه در موزه هنرهای معاصر تهران به کار خود خاتمه داد،‌اثر برگزیده سوم به «سعید صادقی» تعلق گرفت و پس از مدتی برخی متوجه تشابه این اثر با آثاری از هنرمندان دیگر دنیا شدند و  نسبت به انتخاب هیئت داوران اعتراض کردند.
 
این موضوع از سوی هیئت داوران و برگزارکنندگان این دوسالانه مورد توجه و بررسی قرار گرفت.
 
 
 
 
 
 
به همین منظور، طبق اعلام خانه کاریکاتور، روز یکشنبه 16 تیر ماه 1392 جلسه بررسی شباهت پیش آمده در نتایج دهمین دوسالانه بین المللی کاریکاتور تهران با حضور اعضای هئیت انتخاب و داوری شامل کامبیز درم بخش، جواد علیزاده، محمدحسین نیرومند، علی جهانشاهی، بهرام عظیمی، بهرام ارجمندنیا، جمال رحمتی و محمدرضا دوست محمدی برگزار شد و نظرات داوران خارجی این دوسالانه در این باره، متشکل از آنجیل بولیگان از مکزیک و ادواردو باپتیستائو از برزیل از طریق اینترنتی دریافت شد.
 
در این جلسه پس از بحث و بررسی‌های فراوان موضوع کپی بودن این اثر رد شد ولی این انتقاد به هیئت انتخاب آثار،‌داوران و برگزارکنندگان دوسالانه وارد دانسته شد که باید در انتخاب اثر برگزیده دقت بیشتری می‌کردند تا این جایزه به آثاری که قبلاً‌ مشابه آن انجام شده است، تعلق نگیرد.
 
انتقادی نیز به هنرمند این اثر وارد دانسته شده است که در انتخاب سوژه خود حساسیت کافی را نداشته است.
 
* شباهت ناگزیر در میان آثار هنرمندان بزرگ دنیا
 
 
 
همچنین اعضای هیئت انتخاب و داوران،‌اعلام کردند که این شباهت ناگزیر در بین آثار تمام هنرمندان صاحب نام جهان از جمله بوسک و شاوال نیز دیده می شود که حاصل توارد است و صرفاً در زمره تشابه قرار می گیرند نه کپی. 
 
هیئت انتخاب و داوری این دوسالانه همچنین یکی از راه‌های پرهیز از بروز این تشابهات را نمایش آثار راه یافته به فینال جشنواره ها قبل از اعلام نهایی اسامی برگزیدگان در معرض دید عموم عنوان کردند تا قبل از اعلام نتایج، اگر موردی در این خصوص وجود داشت به مسئولان برگزاری گوشزد شود که این موضوع درباره دوسالانه کاریکاتور تهران تاکنون رعایت شده است و تا کنون در تمامی جشنواره های برگزار شده از سوی خانه کاریکاتور،‌ یک روز پس از افتتاح نمایشگاه، تمامی آثار راه یافته بر روی سایت ایران کارتون جهت بررسی قرار گرفته شده است.
 
هیئت انتخاب و داوری این دوسالانه همچنین با انتقاد ازبروز بحث‌های حاشیه‌ای در این خصوص اعلام کردند متاسفانه چند سالی است که بحثی حاشیه ای در کل دنیا از سوی عده ای به راه افتاده که بیشتر به جوسازی توجه دارند تا انتقاد سازنده، در حالی که هیچ هنرمند صاحب نامی با امضای خود، اثری را کپی نمی کند. چون بیشترین هجمه متوجه او شده و شأن حرفه ای اش تخریب می شود.
 
هیئت داوران و انتخاب آثار این دوسالانه شامل 10 نفر هنرمندان یاد شده داخلی و خارجی با اکثریت آرا (9 رأی از 10 رأی ممکن) به این نتیجه رسیدند که اثر آقای سعید صادقی کپی نیست و صرفا تشابه و توارد است و جایزه ایشان به قوت خود باقی است.
 
* تشابه آثار از دیدگاه جواد علیزاده
 
 
 
جواد علیزاده یکی از داوران این دوره از دوسالانه نیز در یادداشتی درباره تشابه آثار کاریکاتور گفته است: من از این بحث های غیرضروری، تند و یکسویه در مورد کارتون های مشابه واقعا تعجب می کنم. کاریکاتور هنر اعتدال و نسبی اندیشی است که خطاهای انسانی را (چه سهوی و چه عمدی) سوژه قرار می دهد و در یک کلام می خواهد بگوید «بشر جایزالخطاست و هیچ انسان کاملی وجود ندارد» و لذا نباید در قضاوت ها و تفسیرها تندروی کرد و پنبه همدیگر را زد ...
 
* راه‌‌های تشخیص آثار مشابه از کپی
 
 
 
این پیشکسوت کاریکاتور ایران راهکار خود را برای مواجه با موضوع کاریکاتورهای مشابه برنده در جشنواره‌ها به این شرح اعلام کرده است: 1/ به نظر من در وهله اول نباید رای داوران تغییر کند! (نظیر رای داور در مسابقات فوتبال، حتی اگر گل آفساید هم به ثمر رسیده باشد) و اگر هم بعضی جشنواره های کاریکاتور چنین می کنند و بعد از اعلام نتایج، جایزه را پس می گیرند کاملا اشتباه است. اشتباهی که با روح کاریکاتور مبنی بر خطاپذیری انسان و غیر جدی بودن مسابقات کاریکاتور! مغایرت دارد.
 
2/ بهتر است هر جشنواره‌ای کارهای فینالیست (و نه همه را) قبل از اعلام نهایی، یکی دو هفته در معرض دید عموم بگذارد تا قبل از اعلام رای نهایی، کارهای مشابه از لیست فینالیستها و طبعا برندگان حذف شود نه پس از اعلام رای!
 
3/ به نظر من اکثر شباهت ها سهوی است وگرنه هیچ کاریکاتوریستی نمی آید پای کار عمدا کپی شده اش اسم و امضایش را بگذارد و اعتبار خودش را زیر سوال ببرد و کلی هم توسط همکارانش نوازش بشود!
 
4/ مشابه درآمدن برخی سوژه ها به چند عامل بستگی دارد. یکی ساده بودن آن سوژه که به ذهن خیلی ها ممکن است برسد، دیگری توارد و شباهت ناگزیر و عامل دیگر خطای حافظه کاریکاتوریست که ممکن است کاری را در گذشته ای دور در کاتالوگی ببیند و آن اثر در ناخودآگاه ذهنش ثبت شود و سالها بعد به گمان اینکه سوژه خودش است آن را به اسم خود اجرا کند. پس زیاد دیدن کاریکاتور علاوه بر حسن، گاهی ضرر هم دارد. مگر اینکه حافظه تصویری کاریکاتوریست خیلی قوی و دقیق باشد!
 
5/ شما در هیچ جشنواره معتبر و غیر معتبری امکان ندارد در آثار برندگان با سوژه مشابه مواجه نشوید. چرا که همه انسانیم و جایزالخطا، چه به عنوان کاریکاتوریست چه به عنوان عضو هیئت داوران و یا هیئت انتخاب.
 
6/ در چنین مواقعی نباید دنبال مقصر گشت و اگر هم قرار است حتما کس یا کسانی محکوم شوند، خطای هیئت انتخاب و هیئت داورها کمتر از گناه کاریکاتوریست خطاکار! نیست. البته اگر اسم خطا را بتوان بر تشابه سهوی گذاشت.
 
7/ اصرار بر ادامه بحث کپی کار بودن کاریکاتوریست ها و کم آوردن سوژه توسط آنان به ضرر خود کاریکاتوریست هاست و شان و حرمت حرفه آنان را خدشه دار می کند و بهانه می دهد دست دو گروه: یکی مغرضانی که به دلایل سیاسی و جناحی می خواهند از یکی آتو بگیرند تا به موقع زیرآبش را بزنند و دیگر بی هنرانی که چون نمی توانند به سوژه فکر کنند و طراحی شان ضعیف است و گاهی خودشان هم ناخنک به سوژه های دیگران می زنند به مصداق (کافر همه را به کیش خویش پندارد)، به جای رقابت سالم، سعی می کنند وانمود کنند که همه از همدیگر کپی می کنند و هیچ کاریکاتوریست مولف و خلاقی وجود ندارد.
 
8/ ضمن اینکه در چنین مواقعی باید به سوابق کاریکاتوریستی که کار مشابهش برنده شده نگاه کرد، اگر وی سابقه درخشانی دارد و جوایز متعددی برده معلوم است از توان سوژه یابی و از ذهن خلاقی برخوردار است و نیازی به کپی کردن سوژه های دیگران ندارد. اما اگر طرف تازه کار و یا کلا فاقد قوه خلاقیت باشد باید در انگیزه عمدی یا سهوی بودن کار مشابه او تردید کرد، هرچند یک کاریکاتوریست کپی کار و غیر حرفه ای و غیر خلاق بالاخره خودش را لو می دهد و هرگز کارش تا مرحله فینال بالا نمی آید.
 
9/ حرف آخر اینکه کارتون واقعی در صفحات روزنامه ها شکل می گیرد و به مشکلات بومی و ملی هر کشوری می پردازد که چون هر جامعه ای مشکلات خاص خودش را دارد، طبعا اکثر اینگونه سوژه ها منحصر به فرد و غیر مشابه از آب در می آید. اما چون کارتونیستهای مطبوعاتی ما به دلیل عدم رعایت قانون کپی رایت و نبود انجمن صنفی کاریکاتوریستها و حق الزحمه های ناچیز از درآمد کمی برخوردارند، برای بقای خود و حرفه شان در جشنواره ها شرکت می کنند. اما نباید از جشنواره های کاریکاتور انتظار داشت نقش کنکور هنری را همراه با داوری های صددرصد مطلق و علمی ایفا کنند. زیرا داوری مسابقات هنری مثل مسابقه دو نیست که با متر و کرونومتر تکلیف برنده مشخص شود. جشنواره ها عرصه ای برای بخت آزمایی هستند که شانس و دیده شدن کاریکاتور توسط داوران و طرز فکر و فرهنگ داوران و خیلی عوامل دیگر در برنده شدن نقش دارد و کلا همه داوری ها نسبی و سلیقه ای است. مثلا یکی از آثار من در جشنواره آیدین دوغان در سال 2004 رد می شود اما همان کار در آنکارا 2007 جایزه اول را می برد! کلا دوستان باید سعی کنند به صورت حرفه ای با نتایح جشنواره ها برخورد کنند نه که با واکنش های احساسی و بدگمان و شتابزده، هم خودشان را بیازارند و هم همکارانشان را ... نا سلامتی ما کاریکاتوریست هستیم و نباید خودمان را و جشنواره‌ها را و رقبا را زیاد جدی بگیریم!
اخبار مرتبط